المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
152
التنبيه والإشراف ( فارسي )
نقفور ميگفت اينها را بندگان ساره گفتن دروغ است . روميان تاكنون عربان را ساراقينوس مينامند . نقفور در جنگى كه بسال يكصد و نود و سوم ميان او و بر جان رخ داد كشته شد . و ما اخبار نقفور را با رشيد و جنگهاى او را با بر جان كه او را كشتند با ديگر اخبار او در كتاب مروج الذهب و معادن الجوهر آوردهايم . سى و نهم ، استبراق پسر نقفور پسر استبراق ، دو ماه پادشاهى كرد . چهلم ، ميخائيل پسر جورجس كه پسر عم نقفور و داماد وى بود ، در ايام امين دو سال و بقولى بيشتر پادشاهى كرد . پس از آن اليون ملقب به بطريرك بر ضد او قيام كرد و پادشاهى را به كف آورد و ميخائيل را پيش خود نهان داشت و از آن پس كه وى را بصورتهاى گونهگون آزار كرد انتشار داد كه مرده است . چهل و يكم ، اليون ملقب به بطريرك ، هفت سال و سه ماه باقيماندهء ايام امين و قسمتى از صدر خلافت مأمون پادشاهى كرد ، آنگاه دستپروردگان ميخائيل بحيله او را آزاد كردند و او به اليون حمله برد و وى را كه پشمينه پوش بود بكشت و پادشاهى به دو بازگشت . بقولى ميخائيل در ايام پادشاهى اليون راهب شده بود . چهل و دوم ، ميخائيل پسر جورجس پادشاه ، دوباره نه سال در ايام مأمون و بقولى بيشتر پادشاهى كرد ، و ما خبر و سرگذشت او را با پادشاهى دوبارهاش در كتاب مروج الذهب و معادن الجوهر آوردهايم . چهل و سوم ، توفيل پسر ميخائيل ، چهارده سال بقيهء ايام مأمون و دوران معتصم و قسمتى از صدر خلافت واثق پادشاهى كرد . همو بود كه شهر زبطره را كه از دربندهاى جزيره بود بگشود و معتصم بجنگ بيرون شد و عموريه را بگشود ، و اين بسال دويست و بيست و سوم بود . عبور معتصم از دربندهاى شام بود و حيدر پسر كاوس اشروسنى ملقب به افشين با عمر بن عبيد الله بن مروان اقطع سلمى امير ملطيه از دربندهاى جزيره عبور كردند و توفيل پسر ميخائيل با آنها روبرو شد و ميانشان